اختلاط با طعم ...
این مطلب رو فقط به خاطر درخواست دوستان مبنی بر اینکه:چیزی بنویس ای خموش و...نوشتم و اگر اشکالی دارد به بزرگواری خود ببخشید.
تشکل های دانشجویی،پایگاههایی هستند که هر کدام به ضرورت وجودیشان فعالیت میکنند و اگر بگوییم این تشکل ها در راس همه ی امورند و همه ی مسائل بروز نمیکند مگر به رصد همین تشکل ها ،حرف گزافی نگفته ایم و اگر نباشند این تشکل ها،حتی همان ها که کمی ایدئولوژی نسبتا منحرف دارند،طبیعتا یک جای کار خواهد لنگید(البته حساب آن معاندین و آن غیرقانونی ها از این ماجرا جداست.
بر حسب همین گفته ها و وظیفه ای که بر خود میدیدم،وارد این تشکل ها شدم و از وقتی وارد دفتر تشکل ها شده ام،هر چه بگین رو با این دو چشم خودم دیدم...
دیگه ما رو از توصیف این صحنه های نسبتا سکس عفو کنید.اگر هم بخوام بگم،یه وقتی دیدی ما رو هم فیلتر کردن و...
در این مسئله که وجود دانشجویانی از هر جنسیتی،چه برادرها و چه خواهرها در تشکل ها لازم است شکی نیست،اما محدودیت هایی نیز باید رعایت شود که شرع و قانون و عرف جامعه آن را تعیین میکند.نکته اینجاست که واقها حدود و صغور این محدویت ها چیست و تا کجا رابطه ی با جنس مخالف اشکال و معذوریتی ندارد؟ البته بحث رابطه ی ضابطه مند در تشکل ها نقل هر محفلی است(البته در تشکل های ارزشی!) و بزرگواران همیشه در تلاشند این رابطه ها از حد خارج نشود و به گناه و بیراهه نروند.
از دوستان بزرگتر در تشکل ها در این رابطه چیزهایی میشنوم که واقعا پندآموز است و البته مجال شرح اینها در اینجا نمیگنجد.
دغدغه ی من بچه مسلمون که داعیه ی شیعه بودن و منتظر بودن رو داره،انتظار میره قدمی هر چند کوتاه در این زمینه بردارم.
در این باره منبع و کتاب و جزوه و غیره زیاد در دسترسم است،اما میخواهم نظر دوستان خودم رو هم در این باره بدانم و احیانا اگر منبعی را هم دارید برای استناد به آن قید کنید.